محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

79

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

و آنان را به زشت‌ترين وجهى از قرطبه بيرون راندند « 1 » . اين بود تفاصيل آشوب قرطبه ، آشوبى كه امير المسلمين را وادار كرد كه از آب گذشته به اندلس رود . البته اين آشوب ظاهر قضيه بود ، حقيقت آن بود كه نخستين مخالفتها برضد مرابطين به‌طور علنى به ظهور پيوسته بود . پيش از اين گفتيم كه شيوهء حكومت مرابطين با رفق و هوشيارى همراه نبود ، بلكه همه فشار و خشونت بود . مرابطين از بيست و پنج سال پيش كه بر اندلس غلبه يافته بودند هرگز در آن بلاد يك نظام مدنى حكومتى ايجاد نكردند و اندلس در سراسر ايام ايشان زير فشار يك حكومت نظامى بود و پادگانهايى كه مرابطين در شهرها مستقر كرده بودند از عوامل مهم اين استبداد و سركوبى به شمار مىآمد . مردم اندلس نيز از اينكه استقلال خود را از دست دادند و در زير يوغ مردمى كه براى يارى آنها آمده بودند ولى خود بر دست و پايشان بند برنهادند ناخشنودى مىنمودند و از كرده خود پشيمان شده بودند . على بن يوسف با لشكر خود بيامد و در ماه ربيع الآخر سال 515 ه / ژوئيه سال 1121 م در خارج شهر قرطبه فرود آمد . وى آهنگ آن داشت كه شورش را به سخت‌ترين وجهى سركوب كند . مردم شهر دروازه‌ها را بستند و آماده دفاع شدند . از فقهاء فتوا خواستند ، فتوا دادند كه اگر امير المسلمين گوش به سخن مفسدان دهد و همچنان به تصرف شهر اصرار ورزد ، قتال با او و دفاع از ناموس و مال واجب است « 2 » . ابن اثير مىگويد : چون امير المسلمين به قرطبه آمد مردم براى دفاع از حرم و اموال خويش آماده پيكار شدند و چون در پيكار پاى فشردند ، سفيران ميان ايشان به آمد و شد پرداختند و كوشيدند تا طرح صلح افكنند « 3 » . درحالىكه جنگى رخ نداد و امير المسلمين چندى در كنار شهر درنگ كرد تا وجوه و اعيان مردم قرطبه به آمد و شد و مذاكره پرداختند . ابن عذارى مىگويد كه امير المسلمين قاضى ابو الوليد بن رشد ( جد ابن رشد

--> ( 1 ) . ابن الاثير ، ج 10 ص 197 . ( 2 ) . الحلل الموشيه ص 63 . ( 3 ) . ابن الاثير ، الكامل ، ج 10 ، ص 197 .